ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

196

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

مىشد و از جملهء شهرهاى تحت حكومت او كليل و سرماه بود . و از قبيل اين شهرها قدرت و نفوذى بهم رسانده بود . جاولى ، هنگامى كه از اصفهان به سوى فارس روانه شد . جغرى پسر سلطان محمد را نيز با خود برد . درين وقت او طفل دو ساله‌اى بود . جاولى پس از آنكه پايه‌هاى فرمانروائى خود را در فارس مستحكم ساخت ، نامه‌اى به امير بلدجى نگاشت كه به خدمت جغرى ، پسر سلطان محمد ، حاضر شود . ضمنا كودك را ياد داد كه به فارسى بگويد : « او را بگيريد . » وقتى امير بلدجى وارد شد ، جغرى بهمانگونه كه آموخته بود ، گفت : « او را بگيريد . » و حاضران هم ظاهرا به بهانهء اطاعت فرمان فرزند سلطان محمد ، او را گرفتند و كشتند و اموالش را نيز غارت كردند . از جملهء قلعه‌هائى كه تعلق به امير بلدجى داشت . قلعهء استخر بود كه از همهء قلعه‌ها محكم‌تر و استوارتر شمرده ميشد و در آنجا خويشاوندان او بسر ميبردند . ذخائر وى نيز در آن قلعه بود . او براى حفظ و حراست اين قلعه ، يكى از وزيران خود ، معروف به جهرمى ، را به نيابت از طرف خود در آنجا گماشته بود . جهرمى هم پس از مدتى عصيان ورزيده و خويشاوندان امير بلدجى را از قلعه بيرون كرده و قسمتى از اموالش را نيز برايش فرستاده بود . اين قلعه همچنان در دست جهرمى بود تا وقتى كه جاولى به فارس رسيد و آن را ازو گرفت و اموال خود را در آن گذاشت . در فارس جماعتى از بزرگان بودند بنام امراء شوانكاره ، ( يا